ابو القاسم پاينده

854

نهج الفصاحة ( مجموعه كلمات قصار حضرت رسول ص )

نائمين فحلبت كما كنت أحلب فقمت عند رءوسهما أكره أن أوقظهما حتى طلع الفجر فإن كنت تعلم أنّي فعلته ابتغاء وجهك فأفرج لنا فرجة يرى منها السّماء ففرّج اللَّه فرأوا السّماء وقال الآخر اللّهمّ إنّها كانت لي بنت عمّ أحببتها كأشدّ ما يحبّ الرّجال النّساء فطلبت منها فأبت حتّى أتاها مائة دينار فبغيت حتّى جمعتها فلما وقعت بين رجليها قالت يا عبد اللَّه اتّق اللَّه ولا تفتح الخاتم إلّا بحقّه فقمت فإن كنت تعلم أنّي فعلته ابتغاء وجهك فافرج عنّا فرجة ففرّج وقال الثّالث اللّهمّ إنّي شير دوشيدم وبر سرشان ايستادم كه نميخواستم بيدارشان كنم تا صبح دميد اگر ميدانى كه من اين كار برضاي تو كرده‌ام روزنى براي ما بگشاى كه آسمان از آن ديده شود ، خدا روزنى گشود وآسمان را بديدند . ديگرى گفت خدايا من دختر عمى داشتم كه وى را بكمال محبتي كه مردان به زنان دارند دوست داشتم واز أو كأم خواستم وابا كرد تا صد دينار براي وى بيارم . بجستم تا فرآهم كردم وچون لحظه دقيق بيامد گفت اى بنده خدا از خدا بترس مهر را جز بحق مگشاى پس برخاستم ، اگر ميدانى كه اين كار برضاي تو كردم روزنى بر ما بگشاى ، روزنى گشوده شد . سومى گفت خدايا